امروز - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 0:56
امروزبا چشم خود دیدم که مردم سخت زندگی میکنندبرا بقای خود هم جنس شأن را بندگی میکنندامروز همه با هم در کش مکش اندامروز در اینجا انسان ها خرد میشوند و بردگی میکنندرباعیxa0گل رخxa0xa0
درمان - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 0:56
دلم تنگ ستxa0 ای سیه چشمxa0 بیا در مان من شودر این اشفتگی بیا مرحم زخمان من شوبیا خود را برهیم زین پوسته ی سختxa0به پرواز در اییمxa0 در میان ابر ها اسمان من شوبسی سخن گفتن با تو سخت استبیا در خانه ی من مهمان
روزی - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 14:50
xa0 روزی و روزی شاخه ای پر از گل بودم که در دشتیxa0 در کف دستانت رشد کرده بود و روزی ابی بودم که در دستانت خشکیده بود اما حالا چه الان صحرایی هستمxa0 پر از شن زارxa0 که تو مات ومبهوت دران مانده ایxa0 و نمیدانیxa0 ا
کجاست - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 14:50
کجاست و ای ساقی شیرین سخن تو بگوان یار نا وفادارم کجاست در پس فاصله ها اوفتادهxa0 تو بگو ان یار غم خوارم کجاست. گرچه من می نگرم ز روی دل واپسی ای ساقی مکرر بگو ان یار دل دارم کجاست. هیهات مدتی ان سپیدار ر
صنم - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 14:50
صنم ای صنم امدی که باز هم مرا هوایی کنی در دام عشقت بیندازی مرا رسوایxa0 رسوایی کنی. تو خود دانی که در اتش عشقت سوخته ام لاکن باز هم می ایی که مرا ز دل بیندازی و راهی کنی. با خود گفته ام که دگر به یادت
غلمان - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 14:50
غلمان و من در فکرت هستم در فکر آن چشمان تو xa0 xa0 xa0 xa0 من شدم جادوی چشمان بی همتای تو می روم با راز های پنهانی در دلم که شدم غلمانی زیبا روی ز دیار غلمان تو هیچ آثاری نیست در این صحرای بی آب و علف می روم حو
تن الوده - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 14:50
تن الوده و در این غبار تنهایی نفس کشیدن محال است بلبل اواز کنان ز سر سر خوشی خوشحال است. می کارم بزر هایی در این تن الوده این بزر ها همچو زیبایی نهال است. روح من در این حوالی تنگ ز سر الودگی های تن بد ح
پنجره - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 14:50
پنجره و پنجره دلت را گوشودی ومن در پنجره را باز کردم در خانهی دلت چه بود که من اسیر دیوارهای خانه ات شدم وان گاه که من در پنجره را گشودم در دلت اسیر شدم وتو در پنجره دلت رابستی تا من در خانه ی دلت مبحو
باران - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 14:50
باران و میدانی سپیدار وقتی باران شیشهxa0 دلم را تر میکرد تو نهالی بودی در زمین خام که هرگاه باران می آمد با من بی جان هر گاه خورشید میدرخشید با من باطروات اما حالاچه؟ من سایه ای بودم که پر از دلتنگی شدم ک
کتاب - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 14:50
کتاب و تو برایم همانند کتاب بسته ای هستی که هر چقدر تلاش میکنم باز نمیشوی چرا غریبی میکنی بگذار صفحه هایت را بخوانم چرا بسته ای هم چنان باز شو تا در گوشه صفحه هایت بنویسم چقدر دلتنگت هستم گل رخ xa0 xa0
کلمات - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 14:50
کلمات و من را وادار به این می کنند تا در شعر هایم تو در را بر صفحه قلبم بنویسم و قلم تا میخوام صفحه ای راسیاه کنم باز از سپیدار مینویسدشاید در تمام ذهنمگرد ها وخاک های تو نشسته بر این ذهن خستههر گاه پیامی بر قلبم ارسال میکند میگویددلتنگ سپیدارم.....
کرمانشاه - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 12:58
کرمانشاه وقتی دیدم خیلی دلم گرفت اشک تو چشمام حلقه زدxa0 خیلی صحنه بدی بود خیلی تو رو خدا مردم وقتی زلزله میادxa0 یا یه پس لرزه میاد بریزید بیرون نه که الکی بگیرد اگه مردم کرمانشاه تو همون پس لرزه اول می ریختنxa0 بیرون شاید تعداد کشته ها اینقدر نمیشدxa0 خیلی ناراحت شدم خیلی + نوشته شده در xa0چهارشنب...
نگریستن به عقب - تاریخ: 1396/8/19 ساعت: 11:21
به عقب بنگرم بسی دیر است.xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 تقدیر در دست سرنوشت گیر است.xa0 xa0 xa0...
برجام - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 11:43
برجام اگه هیلاری ریس جمور امریکا بود شاید همه چیز تغییر میکرد.xa0xa0 اما ترامپ اصلا از دنیای سیاست چیزی نمیدونه ترامپ باید تجار میشد از سخنرانیش که دیدید چطور حرف میزد مثل یه ادم بی سیاست + نوشته شده در xa0شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۶ساعتxa010:4xa0 توسطxa0saharxa0 |xa0
مرگ - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 17:54
تو را در بچگی یک بار دیدم ولی دختر پاک ومعصومی می نمود برای زندگی طولانی وشاد برایت ارزو کرده بودم در همان بچگی اما خدا تقدیرت این جور. رغم زد تا از این دنیای بی خود بروی. امیداوارم همیشه سبز بمانی + نوشته شده در xa0شنبه هشتم مهر ۱۳۹۶ساعتxa014:58xa0 توسطxa0saharxa0 |xa0
دل تنگی - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 17:54
دل تنگی میگوینند تا خدا نخواند برگی از فصل پاییز نمیرد به امر تو برگ ها ری ختند تا نوبت برگی سبز در فصل خزان شد و حالا این برگ سبز سز خواهند ماند + نوشته شده در xa0جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۶ساعتxa015:37xa0 توسطxa0saharxa0 |xa0
وجود - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 17:54
وجودم در پس اب کدر کور شده.xa0 xa0نا خوشی هایم در اب کدر ملموس شده.xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0دیگر ان صبر بسی لازم نیست. دیگر نفس من با نفسش مانوس شده. + نوشته شده در xa0دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۶ساعتxa020:33xa0 توسطxa0saharx...
پاییز - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 17:54
پاییز پاییز برایم برگ های خوش رنگ را بیار تا در درونت تبدیل به ابی شوم که بسیار زیبا بود که تو باشی + نوشته شده در xa0سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ساعتxa018:12xa0 توسطxa0saharxa0 |xa0
محرم - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 2:06
چه خوب میشد این نزی هایی که داریم برای بچه های بی سرپرست یا بد سرپرست ببریم اخه ما که شکممون پر به بچه ای فقیر کنیم + نوشته شده در xa0پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۶ساعتxa018:42xa0 توسطxa0saharxa0 |xa0
سپیدار - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 12:38
سپیدار به تو می اندیشیم سپیدار زیبایم تو مانند سنگ تراشی هستی که به من شکل میدهی. سپیدارم گل رختت را مانند گل رز. صیبل بده #گل رخ #سحر خالقی + نوشته شده در xa0پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ساعتxa023:11xa0 توسطxa0saharxa0 |xa0

برچسب‌های مرتبط

تورا دوست دارم | تو را دوست دارم بی هیچ دقتی | تو را دوست دارم چون | تو را دوست دارم شاملو | تو را دوست دارم ایرج | تو را دوست دارم علیرضا روزگار | تو را دوست دارم به خاطر | تو را دوست دارم بدون آنکه | تورا دوست دارم شعر | به یاد پدر