پنجره و
پنجره دلت را گوشودی
ومن در پنجره را باز کردم
در خانهی دلت چه بود
که من اسیر دیوارهای خانه ات شدم
وان گاه که من در پنجره را گشودم
در دلت اسیر شدم
وتو در پنجره دلت رابستی
تا من در خانه ی دلت مبحوس باشم
چرا که هروقت دلتنگ شدی
در پنجره ی دل راباز کنی
و من ....
گل رخ
شعر...
ما را در سایت شعر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 221