باور های ابی
-
تاریخ: 1401/3/28 ساعت: 16:32
آسمان قلبم شبیه بوم نقاشی شده که بارو هایم در آن نقاشی شدهبارو های آبی در طاقچه آسمان آبی قلبمبارو های رنگی که قلمرو سبز زمین را به قلعه آبی آسمان میرساندوبارو هایم همچون ریسمان سبزی پلهای مرمرین سفید آبی را تا قلعه آسمان می پیمایدوریسمان های سبز زمین به ریسمان های آبی آسمان گره میخوردوطاقچه آبی ...
باد
-
تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 15:18
باد که در لا به لای موهایم شروع به وزیدن کردانگار تو بودی که در موهایم شروع به رقصیدن کردی. ودر گوش هایم نجوای آرامی از تللو باران. وقطرات شنبم صبح گاهی که بر گل برگ های تنم می بارد. بوی علف رازهایی که از دور دست های وجودم به مشام می رسد. ...
ایزد بانو
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:37
ایزد بانوای ایزد بانوی ما تو همان نوری هستی که با ذهنم بازی میکنیدر پس کشمکش خورشید وماه خود در قلبم جا می دهی من را راضی میکنیبارها به تو گفتم که نرواما می روی وباز هم با من لج بازی میکنیرباعیگل رخ poet_sahar + نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 21:51 توسط sahar | Adblock test (Why...
باغ عدن
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:37
باغ عدندر خواب دیدم پری چهری امدو همه جا گلستان شدنهر ها جاری و روان همچو یک بوستان شددرخت ها سر به فلک کشیده بودنند همچو باغ عدنپری رفت با رفتنش همه جا زمستان شدرباعی گل رخسحر خالقی در توصیف لیلیت ایزد بانو سومری + نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 22:11 توسط sahar | Adblock test (...
اشوبم
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:37
اشوبم تو بیا ارامشم باشدر این دنیای پستو تاریکتو بیا مایه اسایشم باشگرچه تارها از هم گسستندتو بیا مایه پیدایش باششعر نوگل رخshr9172 + نوشته شده در جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 15:58 توسط sahar | Adblock test (Why?)
ایه
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 17:54
ایهxa0در دفتر دلمصفحه یxa0 جدیدیباز شدهکه ایه هاییxa0از تودر درونشنقشxa0 می بنددشعر سپید
ازدحام
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 17:54
چشمانت همچو ازدحامی بی پایانستکه می نوازد نگاهم رادراین جاده ی بی راههمینوازد چشمانت چشمانم راچشمانت همچو عرفانی ستکه نقش بستهxa0 بر لبان تر ک خورده امکه می اراید همچو ارایه ی شعریچشمانت این زبان بی زبانم راشعر نو
شراب
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 17:54
شرابتو همچو پیاله ای هستی که در درونش شراب هست نفس من در درون این شراب همچو جوهره ی نایاب است می خوریم می نوشیم در این عالم خواب که اغاز فصل تو برایم پر رنج و عذاب است رباعی گل رخ xa0
مادر
-
تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 17:48
مادرمادر همان کلامیستکه بر لوح سنگی قلبم حک شدو همان صدایی که در کانات اسمانxa0 نامش جادوانمادرم تو همان گلی هستیکه هر وقت میبویمشتمام عطرتباغچه ی دلمxa0 میگیردگل رخروزت مبارک مادر عزیزم
خانه قدیمی
-
تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 17:48
خانه قدیمیامده بودم تا خانه ی قدیمی دلم باز کنماما دیدم اجری های قدیمی ات در خانه ی دلم ریشه دواندهxa0دلم نیامد که...شعر سپیدگل رخ
غوغای دل
-
تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 17:48
در دلمxa0 غوغایی به پا شدهان یکیxa0 میگوید جلبابی از ابریشم به تن کنو دیگری می گوید موهایxa0 از جنس ابریشمت را بر زمین خدا پهن کنxa0اما...
برف
-
تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 14:48
برفتو همانxa0 برفی هستی می باری بر رویمشاید آذر ماه هستی که هر ساله می آیی به سویمماه ها ز پشت هم در گذرند بسیتو در ماه های برفی می آیی و می ایستی رو به رویمرباعیxa0گل رخ
تاریخ
-
تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 14:48
کتاب قدیمی را گشودمچند لحظه از زمان گذشتانگار در تاریخxa0 قدم میزدموبه هر ورقی از کتاب می رسیدمنگاه های ان زن رادر چهره خود میدیمنگاهی نافظ و گیراکه من را به عمقی از تاریخ فرو مبردودر نگاهش پر از حرف بو
کودکان
-
تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 0:56
کودکان کودکان همانند دریچه ای هستند که توxa0 را به دریایی از شادی می رسانند که فکر میکنی من خود شادی هستم خود خوشحالی اما ناگاه که از دنیایه انها بیرون می ایی با موجی از سردرگمی مواجه میشوی xa0 xa0 xa0 xa0 کاش میشد .....
شعر سپید
-
تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 0:56
زندگی نشسته ام بر روی پله های زندگی پله های که فصل بر فصل میگذرد ومن همانند درخت چند صدساله گذر عمر را در خود حس میکنمxa0xa0 شعر سپید گل رخ
نقاب
-
تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 0:56
نقاب همیشه این روحم بود که خود را برپشت پارچه ای پنهان میکرد xa0و من صورت جسمی خود راxa0 با پارچه رنگینxa0 می پوشاندم و صورت روحمxa0 در ان پشتxa0 نظاره گرxa0 من دروغی بود ان من روحیxa0 که همیشهxa0 در ان پشت ماندxa0 و م
خواب
-
تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 0:56
خواب دوباره درخواب دیدمت ای سپیدار تودر خوابم بودی آرام وبیدار نرم واسوده حال در پی ام بودی مثل همان روز ها مثل اولین دیدار انگار صورتت را با غبار پوشانده بودی ناگاه غبار ها ز رویت محو شدنند که شدی بر
نقاش
-
تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 0:56
نقاش کشید تصویر یک زن را با روبند خوش نگینمی کشید لباسش را پارچه های رنگیندر این حین که نگه کردم تصویرش رامی نمود همانند یک زن بالا مقام ، خوش برو سنگیننقش میکرد نقشیxa0 بروی دستانش با حنالاکن در درون چ
قلب
-
تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 0:56
ای سپیدار تو آن نبضی بودیxa0 که در چشمان من منزل داشتیتک به تک آن دانه ها راxa0 با دست خود در زمین قلبم کاشتیبی مهابا ,تن به تنxa0 در مقابل بی توجهی چشمانمزره زره ، قطره قطره دریایی ز محبت در درون قلبم انباشتیxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0رباعیxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0گل رخxa0
هند بنت عتبه
-
تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 0:56
هندمی دانی هی فلان الگوییم در تاریخ کیستالگویم زنی سرکش است که در بینش مثلی نیستزنی بالا مقام / مغرور وزیبااوهندست دختر عتبه که در بینمان نمیکند زیستxa0رباعیگل رخxa0