
کودک درونم همانند آرایه های ادبی ستکه باغچه قلبم را با کلماتش سبزمیکندگاهی آبی میشود مانند آسمان صاف ، ابری ، بارانیهرز گاهی سبز مثل جنگل باطراوت وتازهاوقاتی هم همانند شعر موزون و قافیه دارشاید چنگ باشد که با هر تارشودر گوش هایم نوای باران مینوازدشاید هم کلافیست بی انتهاکه پله های شیطنت یکی،دوتا میپیمایداو سجاده ی دلش را بر روی نوا های شادی میگشایدو ذوب میشود در درون ترانه های بی زمانیاو ساعتی است که عقربه های زمان در او خالی ستو مزه ی شیرین آب نبات چوبی بر روی زبانماو دوست دارد ...
ادامه مطلب
کودکان کودکان همانند دریچه ای هستند که توxa0 را به دریایی از شادی می رسانند که فکر میکنی من خود شادی هستم خود خوشحالی اما ناگاه که از دنیایه انها بیرون می ایی با موجی از سردرگمی مواجه میشوی xa0 xa0 xa0 xa0 کاش میشد ........
ادامه مطلب