
مراقبه معبد درمانگرچشمان خود را ببندید ودو موجود از جنس نور سفید درخشان در برابر خود تصور کنید این موجودات نورانی به شدت عاشق شما هستند وعشق خودشان را نثار شما میکنندانها دست شما را میگیرنند و شما با اشتیاق به دنبال انها میروید هم اکنون به میبنید که هر سه در فراز اسمان در حال ثرواز هستید و صحنه اتاق به کلی محو شده استهم اکنون به خودتان نگاه کنید لباس سفید درخشانی بر تن دارید ناگهان خود را در یک معبد زیبای گبندی شکل میبینید ان دو موجود شما را به یک سکوی مرتفع دایره ای شکل هدایت میکنند بر بالای دیوار های این معبد بنچره های قوسی متعدد مشاهده میکنیدشیشه هر بنجره به رنگ های سنگ های جواهرات گران...
ادامه مطلب
هندمی دانی هی فلان الگوییم در تاریخ کیستالگویم زنی سرکش است که در بینش مثلی نیستزنی بالا مقام / مغرور وزیبااوهندست دختر عتبه که در بینمان نمیکند زیسترباعیگل رخ...
ادامه مطلب
به عقب بنگرم بسی دیر است. تقدیر در دست سرنوشت گیر است. به عقب بنگرم راهی ندارم . به عقب که بنگرم تصیمیم ها در تالاب چشم هایت تغییر نا پذیر است. گل رخ...
ادامه مطلب
لاله بهاری در کنار هم شکوفه های بهاری گل زنده اند. غنچه های بهاری باز شده اند طبعیت دوباره. سبز شده است ودوباره باروحم بازی میکند. ولی روحم خسته است. هیچ چیز نمیتواند روحم تازه کند. میرم برای خودم مانتو قشنگ ژر لب زیبا. حتی گردبند مرغ امین که. نماد ایرانی مرا شاد نمی کند روحم خسته است. از جهانی که ...
ادامه مطلب
چقدر. دلم برایت تنگ هست چقدر تو را دوست میدارم دوستت دارم بخاطر وجود خودت دوست ندارم غمت را ببینم...
ادامه مطلب
دوباره دیدمش دوباره ان حس به دلم خطور کرد. دوبار ان به من هجور کزد دوباره ان درک نکرد من را. دوباره. ان به من قصور کرد...
ادامه مطلب
دران روز به من خیلی خوش گذشت. چون نور شادی در چشمانش دیدم وخیالم راحت شد چون سمیراجونم. خوشبخت شد ارزوی بهترین هارو برایش ارزو میکنم چون مستحق بهترین هاست...
ادامه مطلب